سه شنبه روز مادر بود.. اینستاگرام و کانال ها همه پر شدن از ویدیوی اولین کار تو.. و یه کلیپ اومد از وصیت نامهی عمو رسول عزیزت... که چقدر دلم براش تنگ شده...! امشب مهمون داره... یه نویسنده... که کسی انتظار رفتنشو نداشت...
میخواستم بهت تسلیت بگم... ولی نگفتم... حالا یا زبونم نچرخید یا ترسیدم... چون میدونم چقدر خسته ای این روزا...
کاش مراقب خودت باشی...
برچسب:
نویسنده: غزل کریمیپور
تاريخ: دوشنبه
5 فروردين
1398 ساعت: 4:10